چرا؟!!
چرا بعضی وقتها ما اخلاق رو به راحتی زیر پا می گذاریم ؟چرا فکر میکنیم با حقه و کلک میشه کاری رو پیش برد!چرا به کسی که اهل فریب و نیرنگ به اطرافیانش هست می گیم زرنگ!! اگه اینطوری باشه که پناه بر خدا شیطون که از هممون زرنگتره فقط نمیدونم چرا با این همه زرنگی اهل جهنمه!؟
چرا راز داری نمیکنیم !؟ هر حرفی رو به هر کسی میگیم؟!چرا خبر چینی و .... چرا؟و چرا؟ وچرا؟
چرا بعضی از ما به حق خودمون قانع نیستیم چرا وقتی وارد یه کسب و کاری می شیم از سر و ته حق وحقوق کارمندامون با مکر و حیله میزنیم وبه عهد و قرارمون پایبند نمی شیم؟!
هیچ وقت فراموشم نمیشه ؛ وقتی رو که میخواستم از یه بازاری توی بازار بزرگ تهران آبرنگ بخرم !من اون وقت خیلی جوان بودم واگر اون آقا جعبهء آبرنگ رو همینطوری به دست من میداد منم پول و می دادم و راهم و میگرفتم می آمدم!بی خبر از این که آب وارد جعبه شده و اونو خراب کرده !
ولی اون کاسب شریف خودش جعبه رو باز کرد و متوجه آسیب دیدگی اون شد ! وبه شاگردش گفت:" که یکی دیگه بده"!و وقتی از سالم بودن اون مطمئن شد به من تحویلش داد! از اون موقع حدود پانزده ساله که من مشتریه مغازهء اون آقا هستم!
تا اونجایی که بنده میدونم روزی آدم هرچقدر باشه با دزدی بیشتر نمیشه بلکه یه بخشی از اون فقط حرام میشه!پس مواظب حق دیگران باشیم!
و در این مقوله حکایتی از امیرمومنان علی علیه السلام نقل می کنیم :
میفرمایند حضرت برای نماز به مسجد می رفتند به مردی در کنار درب مسجد فرمودند: این مرکب مرا نگه دار تا برگردم
بعد از رفتن حضرت ، مرد افسار را دزدید و فرار کرد .علی (ع) در حالی که دو درهم در دست داشتند تا به عنوان حق الزحمه به مرد بدهند از مسجد بیرون آمدند.چون دیدند مرد رفته و لجام را نیز برده دو درهم را به غلامی دادند تا از بازار افساری بخرد .غلام رفت و در بازار افسار سرقت شده را یافت و آنرا به دو درهم خرید و افسار را گرفت و نزد حضرت آورد. حضرت فرمودند :
انسان بر اثر عجله ، روزی حلال را بر خودش حرام می کند ، در صورتی که با عجله نمی توان روزی را زیاد کرد!



واژه هنر از واژه هونر